کاریکاتور با کلمات
* وقتی تصویر گل محمدی در آب افتاد . ماهیها صلوات فرستادند .
* در زمستان وقتی تصویر درخت در آب افتاد آنقدر ماهی گلرنگ روی شاخه هایش نشست كه مثل درخت بهاری غرق شكوفه شد .

* به حال موجودی اشک میریزم که می خواهد با زنگ ساعت از خواب غفلت بیدار شود.
* عاشق سکوتی هستم که از فریاد تقاضای پناهندگی میکند.
* عمر هزار پا کفاف بستن بند کفشهایش را نمیدهد.
* سقوط در آبشار آبتنی میکند.
* مسافر منزوی در جاده متروک سفر میکند.
* به روی افکار خوابیده ام لحاف انداختم.

* گامهایم صدای پایت را نها نمیگذارند.
* عاشق پرنده ای هستم که آزادیش را با آب و دانه معاوضه نمی کند.
* مدادی که کلفت بنویسه سرشو می تراشن.
* عینکی که رو چشم نباشه فرصت دیدن نداره
* پای میز محاکمه تو کفش سیاستمردا نمیره.

* قرص ماه را به جای مسکن خوردم !!
* با یک نسخه از کتابم به داروخانه رفتم !!
* برای رام کردن طبیعت وحشی ، مربی استخدام کردم !!
* پرواز را نمی شناخت ، هر چه بالاتر رفتم در نگاهش کوچکتر شدم .
* وقتی چراغ خیالات روشن است یخ زندگی آب می شود. چراغها را خاموش نمی كنم اما لامپ كم مصرف زده ام.

* جهنم ساعت استراحتش را به بهشت می رود.
* پروانه برای اینکه نسوزد شمع را فوت کرد.
* ماهی تنها جانوری است که به راستی دل به دریا می زند.

* بیکاری هم خودش کاری است، افسوس که مرخصی و تعطیلی ندارد.
* گدای فرزانه ای گفته است : گدایی کن تا محتاج دیگران نشوی.
* وقتی صدایم را بلند می کنم ، کمر سکوتم رگ به رگ می شود.
* یه نفر دلشو می بازه ، مربی اش رو از کار برکنار می کنه.
* یکی حواسشو جمع می کنه ، می بره جای دیگه پهن می کنه.
* حواسم که پرت شد ، شیشه همسایه شکست
* یک کدو تنبل خریدم و آنرا به کلاس تقویتی فرستادم.
* برای اینکه سر بسته حرف بزنم ، سرم را دستمال بستم.
* کفشم را در نمی آورم چون می ترسم کسی پا تو کفشم کند.
* کفشم را می تکانم تا ریگی به کفشم نباشد.

07/ 09/ 69
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم
روحيهى بسيجى را براى كشور و انقلاب و اسلام حفظ كنيد
اجتماع پُرشور بسيجيان و مدافعان عاشق و صادق انقلاب و ارزشهاى اسلامى، حامل صفاى جهاد و عطر شهادت است. جبهههاى جنگ و دفاع مقدس، در طول سالهاى متمادى، از خون عزيزان بسيجى رنگين شد و ناصيهى انقلاب را درخشان كرد. هفتهى بسيج، در حقيقت فرصت و بهانهيى براى زنده نگهداشتن ارزشها و روح بسيجى در آحاد ملت، مخصوصاً جوانان پُرشور و مدافعان عاشق صادق است. به يكايك بسيجيان در سرتاسر كشور، از زن و مرد و پير و جوان، ارادت و اخلاص صادقانهى خودم را عرض مىكنم و همانطور كه امام و پيشواى راحل عظيمالشأن ما فرمودند، من هم آرزو مىكنم و از خدا مىخواهم كه با بسيجيان محشور باشم. بسيج، يك افتخار و يك ارزش است. سعى كنيد اين روحيهى بسيجى را براى كشور و انقلاب و اسلام حفظ كنيد.
10/ 06/ 78
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم
الحمدللَّه ربّ العالمين. والصّلاة والسّلام على سيّدنا و نبيّنا و حبيب قلوبنا ابىالقاسم المصطفى محمّد و على آله الأطيبين الأطهرين المنتجبين. الهداة المهدييّن المعصومين المكرّمين. سيّما بقيّةاللَّه فىالأرضين.
هم ايام فاطميّه و ياد گرامى بانوى دو عالم، سيّده زنان از اوّلين و آخرين، حضرت فاطمه زهرا سلاماللَّهعليها مناسبتى است كه دلها و ذهنها را به تدبّر در مسائل فراوانى كه امروز در پيش روى امت اسلام است، دعوت مىكند، و هم بخصوص آنچه كه مربوط به اين استان و اين منطقه است.
امروز، سالروز شهادت شهيد كاوه، يكى از سرداران عزيز، مؤمن، معصوم و جان بر كف اين مجموعه خدمتگزار و پرشور است. البته ما نمىتوانيم دربارهى شهداى عزيزى كه هر كدام از آنها حقيقتاً ستاره درخشانى در تاريخ و در آسمان معارف اين ملت محسوب مىشوند، خيلى سخن بگوييم و حقايقى كه به آنها دسترسى نداريم، بيان كنيم. مقام شهيدان، بسيار والاتر از آن است كه ذهنها و دلها و زبانهاى ما بتواند به آن برسد؛ ولى همين اظهار نام اين بزرگواران، امروز، هم وظيفه است، هم براى دلبستگان به حركت اسلامى و نظام اسلامى، يك راهنما و يك شاخص است.
قبل از هر سخنى، من لازم مىدانم از يكايك شما برادران و خواهران عزيز تشكّر كنم كه امروز اين اجتماع عظيم را تشكيل داديد؛ شما جوانان بسيجى و سپاهى و جوانان مؤمن كه آگاهى را با احساس مسؤوليت و شور و شعور همراه كرديد. شما صَفوه و زبده جوانان اين روزگار و جامعه ما هستيد؛ كمااينكه جوانان كشور ما، امروز مجموعاً بهترين جوانان كشورهاى جهان - تا آنجايى كه ما مىشناسيم - هستند. لازم است تشكر و اخلاص خودم را به شما جوانان عزيز و اين مجموعه مؤمن و پرشور عرض كنم. البته بهانهى ديدار ما اين بود كه برادران سپاهى و بسيجى در اين بخش از مرزهاى طولانى، توانستهاند خدمت بزرگى انجام دهند و امنيت ايجاد كنند. بحث امنيت، بحث مهمّى است و من لازم دانستم از نيروهايى كه در ماههاى گذشته، با زحمات فراوان و فداكاريهاى ارزنده و برجسته توانستند اعاده امنيت كنند و به بركت آنها در اين منطقه امنيت مستقر شود، تشكّر كنم. اين اجتماع عظيم شما، بنده را وادار مىكند كه درباره امنيت - كه امروز يكى از مقولات اساسى جامعه و كشور ماست - چند كلمهاى عرض كنم:
امنيت، نعمت بزرگى است. در قرآن هم راجع به امن و امنيت سخن رفته است. در هر جامعهاى، زمينه لازم براى پيشرفتهاى مادّى و معنوى، امنيت است. البته افراد برجستهاى هستند كه در فضاهاى ناامن هم كارهاى بزرگى انجام مىدهند؛ در زير فشار اختناق رژيمهاى ظالم و ستمگر - همانگونه كه قبل از انقلاب در اين كشور بود - كسانى بودند كه در همان ناامنى هم كارهاى بزرگى مىكردند؛ ليكن شرط حركت عظيم اجتماعى براى يك ملت، در درجهى اول «امنيت» است. امنيت هم انواعى دارد؛ يكى از آنها امنيت نظامى و انتظامى است كه شما ملاحظه مىكنيد در بعضى از مناطق عالم، از لحاظ نظامى و انتظامى ناامنى هست. اين، بخشى از مقوله امنيت است. امنيت سياسى و اقتصادى و فكرى و عقيدتى هم داريم كه همه اينها مقولات بسيار با اهميتى است. من سرفصلها و جملاتى را عرض مىكنم كه لازم است شما جوانان عزيز، ذهن و فكر خودتان را وارد اين مقوله كنيد تا انشاءاللَّه براى استنتاجهاى كلّىِتان مفيد باشد.
اگر بخواهيم درست تشخيص دهيم كه براى پيشرفت يك كشور، امنيت چقدر اهميت دارد، از برخورد دشمن با مقوله امنيت، مىشود اين را فهميد. وقتى انقلاب پيروز شد، در واقع يك مانع بزرگ از مقابل ملت ايران برداشته شد كه بتواند در ميدانهايى كه در طول صدسال، صدوپنجاه سال عقب مانده بود، جبران عقب ماندگيهاى گذشته را بكند. نظام اسلامى آماده بود كه هدايت مردم را در پيشرفت در همه اين ميدانها برعهده گيرد و ملت ايران در زمينه علم و صنعت و خودكفايى و در زمينه مسائل فكرى و عملى و مادّى و معنوى، به حركت عظيمى دست بزند و آن را شروع كند. اولين كارى كه دشمنان براى سنگاندازى در اين راه انجام دادند، ايجاد ناامنى بود؛ يعنى مرزهاى ما را ناامن كردند. ببينيد؛ اين نكته خيلى اساسى و مهمّى بود. همان دشمنانى كه انقلاب عليه آنها بود؛ همان قدرتهايى كه تا آنجا كه توانسته بودند، سعى كرده بودند نگذارند اين انقلاب پيروز شود، بعد از آن كه انقلاب پيروز شد، براى مقابله با آن، از حربه ايجاد ناامنى عليه اين ملت و اين انقلاب استفاده مىكردند. در درجه اوّل، در اين منطقه نزديك خراسان - حدود تركمنستان - و در منطقه كردستان و غرب و شمال كشور و نيز مناطق ديگرى در جنوب - منطقه خوزستان - با تحريك قوميتها، شروع به مفسدهانگيزى و ايجادناامنى كردند؛ ولى نظام اسلامى بر اينها فائق آمد. آن روز همين بسيجيان و همين جوانان مؤمن مثل شما، به همين مناطق گوناگون - چه در خراسان و چه در مناطق ديگر - رفتند، سينه سپر كردند، فداكارى نمودند و توانستند امنيت را برگردانند؛ يعنى در واقع توانستند ريشه فتنه را در مناطقى خشك كنند. دشمنان قبلاً فكر مىكردند كه با ايجاد ناامنى خواهند توانست انقلاب را به زانو درآورند؛ اما ديدند كه نشد. لذا جنگ را تحميل كردند. ناامنىاى كه از يك جنگِ تمامعيار براى كشور بهوجود مىآيد، خسارتبارترين و سختترين و سنگينترين ناامنيهاست. اينها اين كار را كردند. رژيم عراق را به جنگ، به آتش افروزى، به حمله به مرزها از طرف غرب كشور وادار كردند. مسأله هم به جنگ بين دو ملت و با امكانات دو كشور محدود نماند؛ بلكه تمام امكاناتى را كه عراق توانايى جذب آن را در اين جنگ داشت، به سمت عراق سرازير كردند!
ببينيد؛ عزيزان من! جوانان! اين مطالبى كه من به شما عرض مىكنم، جزو بيّنات و واضحات فضاى عمومى كشور در پانزده سال قبل است. در پانزده سال قبل، اين حرفهايى كه الان عرض مىكنم، براى هيچكس در اين كشور تازگى نداشت؛ چون همه با تمام وجود آن را لمس مىكردند؛ اما امروز نسل جوانى كه آن روز را بهدرستى لمس و درك نكرده، در ميدان است. ناامنى تبليغاتى و ناامنى سياسى از طرف دشمن بهقدرى پرفشار است كه مىخواهد مانع شود و نسل جوانِ امروز، اين حقايقى را كه ده سال قبل، پانزده سال قبل جزو واضحات بود، انكار كند و پوشيده بدارد. من مىخواهم ذهن شما نسل جوانِ امروز را به اين حقيقت متوجّه كنم كه حتّى حقايقِ به اين روشنى را - كه براى كسانى كه آن روز در اين مملكت صحبت مىكردند و امروز هم اكثر مردم مملكت را تشكيل مىدهند، چيزهاى جديدى نيست - دشمن مىخواهد با حمله سنگين تبليغاتى و سياسى خود بپوشاند. آن روز به نفع عراق كه با ما وارد جنگ شده بود تا مرزهاى ما را ناامن كند، همه قدرتهايى كه در دنيا مىتوانستند در اين زمينه كارى بكنند، وارد شدند. عدّهاى - يا ناخردمندانه و يا خائنانه - مىخواهند از ياد اين ملت ببرند كه دشمنىِ رژيم امريكا با ملت ايران، چقدر براى اين ملت خسارت ايجاد كرده است و هنوز هم خسارت ايجاد مىكند؛ مىخواهند اين را انكار كنند! همين رژيم امريكا - كه آن روز ما به صورت تحليل مىگفتيم و بعد از جنگ، اخبار و آمار و اطلاعات ريز آن منتشر شد - به عراق كمك كرد؛ كمك الكترونيكى، كمك تسليحاتى، كمك در روشهاى جنگيدن، كمك مالى، كمك مستقيم و غيرمستقيم! ناتو هم كمك كرد؛ بسيارى از كشورهاى عربى هم كمك كردند؛ براى اينكه بتوانند با فشار ناامنى، نظام انقلابى را از پا بيندازند و يا به زانو درآورند. باز هم همّت جوانان اين مملكت، دلهاى پاك و با ايمان اين كشور، همين بسيج، همين سپاه، همين ارتش، همين انسانهاى مؤمن و پاكنهادى كه در پشت جبههها كانونِ همّت را گرم نگه مىداشتند، توانست بر تمام توطئههاى دشمن فائق آيد و به رژيم مهاجم و به همه پشتيبانانش - از امريكا و شوروىِ آن روز و ديگران - تودهنى بزند و ملت ايران را بهعنوان قهرمان اين برهه، در مقابل چشم جهانيان قرار دهد و امنيت را بهعنوان بزرگترين نعمت به اين مملكت برگرداند؛ مرزها را آرام كند و براى شهرهايى كه زير بمباران بودند - كه در دوران جنگ، تقريباً نيمى از جغرافياى اين كشور در زير بمباران بود - اعاده امنيت كند؛ براى زن و مرد، براى كاسب، براى عالم، براى دانشجو، براى كارگر، براى سياستمدار، براى رئيس، براى مرؤوس و براى همه كسانىكه به امنيت نياز دارند، امنيت ايجاد كند؛ حتى براى آنهايى كه ناشكرانه اين امنيت را انكار مىكنند. بنابراين، دلهاى با ايمان و عزم ايمانى و راسخ اين جوانان، امنيت را براى همه مردم بهوجود آورد.
البته دشمن مأيوس نبوده است؛ الان هم مأيوس و منصرف نيست. اگر ما خيال كنيم كه دوران ايجاد امنيت نظامى و انتظامى تمام شده است، برداشت درستى نيست. دشمن هرجا بتواند، ايجاد ناامنى مىكند. هر وقت دشمن بتواند، ناامنى نظامى و انتظامى را بر اين ملت تحميل مىكند؛ كمااينكه ديديد يك بهانه كوچك يافتند و يا درست كردند و در همين ايام تيرماه، در تهران ايجاد ناامنى كردند. يا بهانه را خودشان درست مىكنند، يا اگر فرض كنيم بهانه را آنها درست نمىكنند، بهانه كوچكى مىيابند تا ايجاد ناامنى كنند؛ به خيابانها بيايند، شيشه بشكنند، مغازه آتش بزنند، ماشين آتش بزنند و مردم را تهديد كنند! بنابراين، دشمن از ايجاد ناامنى مأيوس و منصرف نيست. اينكه عدّهاى بيايند، لزوم وجود و اهميت عناصر و عوامل مؤمنى را كه ضامن امنيتند و از اوّلِ انقلاب تا امروز هم نشان دادهاند كه امنيت را براى اين ملت بهوجود مىآورند، انكار كنند، اين يا نابخردانه و يا خائنانه است؛ از اين دو حال خارج نيست. وجود نيروهايى كه بتوانند براى اين ملت و اين كشور و براى هر فعاليت سازنده و حياتى در اين مملكت امنيت به وجود آورند، براى هر ملتى مثل هوا و آب ضرورى است. عدّهاى مىخواهند اينها را انكار كنند. نيروهاى نظامى و انتظامى و بسيج عمومى مردم ما، مؤمن و با اخلاصند و به عنوان پشتوانهاى كه هيچ خدشهاى در آن راه ندارد، محسوب مىشوند. نيروهاى نظامىِ با اخلاص ما - سپاه و ارتش - الحمدللَّه كم نيستند. اينها سازمانهاى مبتنى بر ايمانند. در اين بحثى نيست؛ اما فرق است بين آن نيروهايى كه به عنوان وظيفه سازمانى وارد ميدان دفاع مىشوند، با نيروهايى كه به دنبال وظيفه ايمان و عشق و به دنبال دستور قاطع عواطف برخاسته از اعماق جان وارد ميدان مىشوند. اين بسيج است. انكار بسيج، انكار بزرگترين ضرورت و مصلحت براى كشور است. ما در ميدان جنگ هم اگر بسيج را نداشتيم، كميتمان لنگ بود. در دوران بعد از پايان جنگ هم اگر بسيج نمىبود و اگر امروز هم نباشد، كميت اين انقلاب و اين نظام و همه حركتهاى سازنده اين كشور لنگ است. انكار بسيج و بىاحترامى به آن، يا نابخردانه است، يا خائنانه است. تا زمانى كه براى اين كشور امنيت لازم است و تا وقتى كه اين كشور و اين ملت به امنيت احتياج دارد - يعنى هميشه؛ چون هميشه احتياج به امنيت هست - به نيروى بسيج، به انگيزه بسيجى، به سازماندهى بسيجى و به عشق و ايمان بسيجى احتياج هست.
امنيت سياسى هم يك نوع از امنيت است. البته اين روزها بحث امنيت اقتصادى هم مطرح است؛ كه حرف درستى هم هست و ما هم آن را تأييد مىكنيم. ما هم درباره امنيت اقتصادى در اين كشور، اعتقاد راسخ داريم كه بايد طورى باشد كه در اين كشور، كار اقتصادى، حركت اقتصادى، تلاش اقتصادى، رونق اقتصادى و سازندگى اقتصادى - از هر نوعش - امكانپذير باشد و كسانى كه اراده اين كار را دارند، با امنيت بتوانند اين كار را انجام دهند. بحمداللَّه، هم دستگاه قضايى و هم دستگاه اجرايى بر اين مطلب توافق كردند و من هم به آنها كمك خواهم كرد تا بتوانند اين مقصود را كه براى كشور مهمّ است، انجام دهند. اما اين نكته را بگويم: مبادا كسى خيال كند كه ايجاد امنيت اقتصادى، يعنى باز گذاشتن راه براى مفتخورهاى اقتصادى، سوءاستفادهچيهاى اقتصادى و زالوهاى اقتصادى! امنيت اقتصادى، به معناى اين نيست كه قوانين و مقرّرات سالم كشور، نديده گرفته شود. امنيت اقتصادى يعنى اينكه انسانها و آحاد مردم اين كشور، از هر قشرى، بخواهند كار اقتصادى بكنند - چه كار صنعتى، چه كار كشاورزى، چه سرمايهگذارى، چه تجارت - بدانند كه كسى مزاحم آنها نخواهد شد؛ اما اين معنايش آن نيست كه آن كسانى كه چه در دوران جنگ و چه در دوران سازندگى، توانستند از پيچ و خمهاى اقتصادى استفادههاى نامشروع بكنند و ثروتهاى نامشروع به وجود آورند، اين امكان را داشته باشند كه بتوانند چنين حركت نامشروعى را به عنوان امنيت اقتصادى انجام دهند. معناى امنيت اقتصادى، هُرهُرى مسلك بودن در مسأله اقتصاد نيست؛ معنايش ميدان دادن به زرنگها و سوءاستفادهچيها و كسانى كه منتظرند از هر فرصتى براى پر كردن كيسه خود از راه نامشروع - نه راه مشروع - بهره ببرند، نيست؛ اين را توجّه داشته باشند. هر نوع سرمايهگذارىاى كه قانون آن را اجازه دهد، بايستى امنيت داشته باشد. تصوّر هم نشود كه تا بهحال ناامنى اقتصادى از ناحيهى مسؤولان كشور يا بخشهاى قانونى كشور بوده است؛ نخير، ناامنى اقتصادى هم بيشتر از قِبَل آدمهاى سوءاستفادهچى بوده است. هر جا كه يك سوءاستفادهچى هست، يك نوع اختلال در كارها هست و يك طور ناامنى هم وجود دارد. بنابراين، امنيت اقتصادى هم مسأله مهمّى است و ما هم به آن اعتقاد داريم.
و اما امنيت سياسى. امنيت سياسى معنايش اين است كه تفكّرات و معارف سياسى در جامعه، معارف واضح و دور از نفاق و دوگونهگويى و دوگونهانديشى باشد. معنايش اين است كه كسانى كه متصدّى بيان مسائل سياسى براى مردم هستند،نسبت به مردم امانت بهخرج دهند. معنايش اين است كه كسانى كه متصدّى نوشتن و پخش كردن و منتشر كردنِ معارف فكرى جامعه هستند، دروغ نگويند، فريب ندهند، تقلّب نكنند و در طعامى كه علىالظّاهر شيرين هم هست، زهر مخلوط نكنند؛ اين امنيت سياسى است. آن قلمى كه برمىدارد بيست سال تلاش و مجاهدت مظلومانه و فداكارانه اين ملت را در مقابله با قدرتهاى زورگوى چپاولگرِ دشمنِ ظالم انكار مىكند، اين امنيت سياسى كشور را به هم مىزند و ناامنى فكرى ايجاد مىكند. آن كسى كه در داخل كشور، با استفاده از امكاناتى كه قانون و بيتالمالِ اين مردم در اختيار او گذاشته است، برمىدارد خواستههاى دولتمردان و سياستمداران فلان كشور دشمن را توجيه مىكند و با قالبهاى علىالظّاهر پسنديده، به خورد يك عده مىدهد، اين ناامنى سياسى و فكرى ايجاد مىكند. اين هم مثل همان دزد سرگردنه است - فرقى نمىكند - مثل همان اشرار لب مرز است. آنها مگر چه كار مىكنند؟ آنها هم جنس قاچاق مىآورند و جوانان مردم را دچار انواع بدبختيها و بيماريها و اعتياد مىكنند. آنكه اين كار را مىكند، از او كه كمتر نيست؛ اگر خطرناكتر نباشد! اينها ذهنها را منحرف و گمراه مىكنند. بنده درباره مطبوعات و نوشتنها، صحبتهاى زيادى كردهام. هيچكس هم نمىتواند منكر اين بشود كه بنده طرفدار فكر آزاد، قلم آزاد، بيان آزاد و معارف منتشر شده گونهگون در اين كشورم؛ اعتقاد من اين است. من مىگويم بايستى افكار و آراء و سلايق مختلف در كشور، به صورت صحيح و درست مطرح شود؛ اما گفتنِ معارف گوناگون يك حرف است، دروغ گفتن به مردم و دروغ نوشتن و تحريف كردن حقايق و بلندگوى دشمن شدن، حرف ديگرى است؛ آنچه كه من درباب مطبوعات نمىتوانم قبول كنم و بپذيرم، اين دومى است.
عوض بيست روزنامه، دويست روزنامه هم منتشر شود، طورى نيست. يك عدّه اگر توانايى داشته باشند و حرفى براى گفتن داشته باشند، لابد خوانندههايى هم پيدا خواهند كرد؛ مانعى هم ندارد؛ اما اگر قرار باشد روزنامهاى كه منتشر مىشود، با استفاده از امكانات اين مردم، با استفاده از بيتالمال اين مردم، با استفاده از كمك اين مردم، عليه مصالح اين مردم بنويسد - آن هم به شكل دروغ و افتراء؛ نه اينكه عقيدهاى دارد و مىنويسد - و بنا باشد بلندگوى راديو اسرائيل يا راديو امريكا در اين كشور شود، اين قابل قبول نيست. كسانى بيايند احكام و ضروريّات اسلام را انكار كنند - مثلاً قصاص را منكر شوند - اين هم يك مقوله ديگر است؛ نوع ديگرى از ايجاد ناامنى است. البته من در اين ايام سفر و اشتغالات آن نتوانستم به طور مسجّل و دقيق به كنه اين مطلب برسم؛ گفتم رسيدگى كنند. اگر كسى پيدا شود كه به انكار ضروريّات دين - كه از جمله ضروريّات دين، قطعاً قصاص اسلامى و شرعى است - تجاهر كند، اين مرتّد است و حكم مرتد هم در اسلام معلوم است. اگر كسانى خيال مىكنند كه با پشتيبانى دستگاههاى تبليغاتى استكبارى و شبكه و امپراتورى تبليغاتى صهيونيستى در دنيا، مىتوانند كارشان را در اين مملكت از پيش ببرند، اشتباه مىكنند؛ چنين چيزى نيست. در اين مملكت، با اين ملت زنده و بيدار، با اين جوانان مؤمن، همه چيز در مجراى اراده و خواست و ايمان اين ملت بايد حركت كند. همه آنهايى كه به مزدوران خودشان در اينجا دل خوش كردهاند و هم اين كسانى كه به حمايت اربابان بيگانه دل خوش كردهاند، بدانند كه چنين چيزى امكان ندارد. اين ملت، يك ملت مؤمن و مسلمان است. اين ملت، ملتى است كه براى حفظ و امنيت اين نظام و اين كشور، براى اينكه دولتمردان اين كشور بتوانند كار كنند، عالم و دانشجو و متعلّم و اهل هر فعّاليت سازندهاى بتواند كار كند، جان دادهاند. مگر مىشود در قبال اين ملت و در قبال اين اراده دينى عظيم، اراده دستگاهها و عناصر اطّلاعاتى و سياسى دشمن بر سرنوشت اين كشور حاكم باشد؟! بدانند اين كشور، كشور اسلام است و اين ملت براى اسلام قيام كرده است. امروز هم اراده اين ملت بر استقرار نظام اسلامى است.
نظام اسلامى، بيّنات و واضحات و امر و نهىاى دارد. نظام اسلامى، نظام عدالت است؛ هر بىعدالتىاى محكوم است. نظام اسلامى، نظام قسط است، هر تبعيضى محكوم است. نظام اسلامى، نظام استقلال ملى است؛ هر نوع وابستگىاى محكوم است. نظام اسلامى، نظام اخوّت و برادرى و پيوندهاى قلبى آحاد ملت است؛ هر نوع تفرقهافكنى محكوم است. نظام اسلامى، نظامى است كه مسؤولان، خدمتگزار مردم و براى مردمند؛ هر نوع جدايىبين مسؤولان و مردم محكوم است. اينطور نيست كه بشود در اين نظام كسانى بيايند كه بر طبق ميل دشمنان اين ملت و برخلاف جهّت كلى اين نظام و اين مردم و حركت مردم در جهت اسلام، تلاش كنند و نظام اسلامى هم بىكار و ساكت و بىتفاوت بماند. مگر چنين چيزى ممكن است؟! همه آحادى كه اهل فكر و اهل تأمّل در مسائلند، بايد برروى اين مسأله فكر خود را متمركز كنند. امروز اين كشور با اين امكانات وسيع، با اين جمعيت جوان، با اين آفاق روشن آينده، با اين پيشرفتهايى كه بحمداللَّه در زمينههاى مختلف در اين بيست سال به وجود آمده است، با زمينههاى مضاعفى هم كه براى پيشرفت وجود دارد، مصحلتش در اين است كه حكيمانه و خردمندانه و شجاعانه، راه اسلام را - كه دنيا و آخرتِ او را تأمين مىكند - پىبگيرد و دنبال كند. دشمن، فريب و تبليغات اغواگر خود را هم قطع نمىكند؛ نبايد تسليم تبليغات اغواگر دشمن شد. آن كسانى كه سعى مىكنند با شعارهاى انحرافى در ميان مردم، ذهن مردم را از حركت عمومى اسلامى و ايمانى آنها جدا كنند، به نفع دشمن كار انجام مىدهند؛ چه بفهمند، چه نفهمند؛ چه بدانند، چه ندانند.
امروز وحدت در زير سايه اسلام، حركت در جهت سازندگى اسلامى، حركت در جهت محكم كردن پايههاى استقلال اين كشور و حركت در جهت تهذيب معنوى و روحى ضرورى است. جوانان عزيز! از تهذيب و تزكيه روحى و قلبى غافل نشويد. پايه همه بدبختيهاى ملتها، مسؤولان، بزرگها و كوچكها، خودخواهى و خودپرستى و خود را عمده كردن و خدا كردن و ايجاد فرعونيّت در درون دل است. گاهى انسان در بيرون قالب جسم خود - يعنى در ظاهر خود - هيچ نشانه فرعونيّت ندارد؛ اما در دل، فرعون است. خودخواهيها، خود پرستيها، خود محوريها، عمده كردن خود و خواستها و تمايلات و شهوات و سود و منفعت خود، اينهاست كه منشأ اغلب مفاسد زندگى است؛ لذا به سمت تهذيب نفس حركت كنيد. اين حركتهاى عمده - چه حركتهاى در جهت سازندگى فضاى كشور، سازندگى محيطهاى گوناگون، سازندگى درون دل - امروز فرضيهاى است كه بر دوش همه ماست.
اميدوارم كه خداى متعال به همه شما عزيزان توفيق دهد و دعاى ولى عصر ارواحنا فداه شامل حال همه شما باشد.
والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته
بقيه اعمال شب بيست و يكم
بر پيامبر مرسلت صلى الله عليه و آله نازل فرمودى چنين گفتى : ((خدا هر چه خواهد محو مى كند و ثبت مى كند
وَعِنْدَهُ اُمُّ الْكِتابِ # ششم بخواند: اَللّهُمَّ اجْعَلْ فيما تَقْضى وَفيما
و نزد او است اصل كتاب )) * * * * * * خدايا قرار ده در آنچه حكم كرده و
تُقَدِّرُ مِنَ الاْمْرِ الْمَحْتُومِ وَفيما تَفْرُقُ مِنَ الاْمْرِ الْحَكيمِ فى لَيْلَةِ
مقدر فرموده اى از فرمان حتمى خود و در آنچه جدا كنى از دستور حكيمانه ات در شب
الْقَدْرِ مِنَ الْقَضاَّءِ الَّذى لا يُرَدُّ وَلا يُبَدَّلُ اَنْ تَكْتُبَنى مِنْ حُجّاجِ
قدر از آن حكمى كه بازگشت ندارد و تغيير پذير نيست كه بنويسى مرا از حاجيان
بَيْتِكَ الْحَرامِ فى عامى هذَا الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ الْمَشْكُورِ سَعْيُهُمُ
خانه محترم كعبه ات در همين امسال آنانكه حجشان مقبول و سعيشان
الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ الْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَيِّئاتُهُمْ وَاجْعَلْ فيما تَقْضى
مورد تقدير و گناهانشان آمرزيده و اعمال بدشان بخشوده شده و مقرر فرما در آنچه
وَتُقَدِّرُ اَنْ تُطيلَ عُمْرى وَتُوَسِّعَ لى فى رِزْقى # هفتم بخواند اين دعا راكه
حكم كرده و مقدر فرموده اى كه عمرم را طولانى كنى و در روزيم وسعت دهى * * * * * * * * * * * *
در اقبال است يا باطِناً فى ظُهُورِهِ وَيا ظاهِراً فى بُطُونِهِ وَيا باطِناً لَيْسَ
* * * * * اى كه نهان است در عين آشكاريش و اى كه آشكار است در عين نهانيش و اى نهانى كه در
يَخْفى وَيا ظاهِراً لَيْسَ يُرى يا مَوْصُوفاً لا يَبْلُغُ بِكَيْنُونَتِهِ
خفا نيستى و اى آشكارى كه ديده نشوى اى كه توصيفت كنند ولى هيچ وصفى به كنه ذات تو نرسد
مَوْصُوفٌ وَلا حَدُّ مَحْدُودٌ وَيا غاَّئِباً غَيْرَ مَفْقُودٍ وَيا شاهِداً غَيْرَ
و هيچ حدى محدودت نكند و اى كه پيدائى ولى گم نشده اى و اى كه حاضرى ولى مشهود
مَشْهُودٍ يُطْلَبُ فَيُصابُ وَلَمْ يَخْلُ مِنْهُ السَّمواتُ وَالاْرْضُ
نشوى تو را طلب كنند و به مقصود نائل گردند، از تو خالى نيست آسمانها و زمين
وَمابَيْنَهُما طَرْفَةَ عَيْنٍ لا يُدْرَكُ بِكَيْفٍ وَلا يُؤَيَّنُ بِاَيْنٍ وَلا بِحَيْثٍ
و مابين آندو يك چشم برهم زدن ، به چگونگى در نيائى و به جائى و سوئى اندر نشوى
اَنْتَ نُورُ النُّورِ وَرَبُّ الاْرْبابِ اَحَطْتَ بِجَميعِ الاُْمُورِ سُبْحانَ مَنْ
توئى روشنى نور و پروردگار همه پروردگاران به تمام امور احاطه دارى منزه خدائى كه
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ وَهُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ سُبْحانَ مَنْ هُوَ هكَذا وَلا
نيست مانندش چيزى و او است شنواى بينا منزه است آنكه او چنين است و جز او ديگرى
هكَذا غَيْرُهُ پس دعا مى كنى بدانچه بخواهى هشتم آنكه غير از غسل اوّل شب غسلى
چنين نخواهد بود * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
صادق عليه السلام سخت مريض شده بود چون شب بيست و سيّم ماه رمضان شد موالى خود را امر فرمود كه حركتش دادند به مسجد بردند و آن شب را در مسجد بود تا به صبح علامه مجلسى (ره ) فرموده كه هر مقدار قرآن كه ممكن باشد در اين شب بخواند و دعاهاى صحيفه كامله را بخواند خصوصاً دعاى مكارم الاخلاق و دعاى توبه و روزهاى اين شبها را نيز بايد حرمت داشت و به عبادت و تلاوت و دعا به سَر آورد زيرا كه در احاديث معتبره وارد شده است كه روز قدر در فضيلت مثل شب قدر است
شب بيست و هفتم بالخصوص غسل وارد شده و منقول است كه حضرت امام زين العابدين عليه السلام در اين شب اين دعا را مكرر مى خواند
از اول شب تا به آخر شب : اَللّهُمَّ ارْزُقْنِى التَّجافِىَ عَنْ دارِ الغُرُورِ وَالاِْنابَةَ
* * * * * * * * خدايا روزيم كن دورى گزيدن از خانه فريب (ناپايدار) و بازگشت
اِلى دارِ الْخُلُودِ وَالاِْسْتِعْدادَ لِلْمَوْتِ قَبْلَ حُلُولِ الْفَوْتِ
بسوى خانه جاويدان و آماده شدن براى مرگ پيش از رسيدن آن
اعمال شب آخر ماه
شب بسيار مباركى است و از براى اين شب چند عمل است اوّل غسل دوّم زيارت امام حسين عليه السلام سوّم خواندن سوره انعام و كهف و يَّس و صد مرتبه اَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَاَتُوبُ اِلَيْهِ
چهارم بخواند اين دعا را كه شيخ كلينى از حضرت صادق عليه السلام نقل كرده : اَللّهُمَّ هذا
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * خدايا اين
شَهْرُ رَمَضانَ الَّذى اَنْزَلْتَ فيهِ الْقُرْانَ وَقَدْ تَصَرَّمَ وَاَعُوذُ بِوَجْهِكَ
ماه رمضانى است كه در آن قرآن را نازل فرمودى و اكنون رو برفتن است و پناه مى برم به ذات
الْكَريمِ يا رَبِّ اَنْ يَطْلُعَ الْفَجْرُ مِ2نْ لَيْلَتى هذِهِ اَوْ يَتَصَرَّمَ شَهْرُ رَمَضانَ
بزرگوارت اى پروردگار من كه سپيده دم امشب بر من بزند يا ماه رمضان بر من بگذرد
وَلَكَ قِبَلى تَبِعَةٌ اَوْ ذَنْبٌ تُريدُ اَنْ تُعَذِّبَنى بِهِ يَوْمَ اَلْقاكَ # پنجم بخواند
و از تو در پيش من پيگرد يا گناهى باشد كه بخواهى مرا در روز ديدارت عذاب فرمائى * * * * * *
دعاى يا مُدَبِّرَ الاُْمُورِ كه در اعمال شب بيست و سوّم گذشت ششم وداع كند ماه رمضان را به دعاهاى وداع كه شيخ كلينى و صدوق و شيخ مفيد و طوسى و سيد بن طاووس رضوان الله عَلَيهم نقل كرده اند و شايد بهترين آنها دعاى چهل و پنجم صحيفه كامله باشد و سيّد بن طاووس روايت كرده است از حضرت صادق عليه السلام كه هر كه در شب آخر ماه رمضان وداع كند آن
ماه شريف را و بگويد: اَللّهُمَّ لا تَجْعَلْهُ اخِرَ الْعَهْدِ مِنْ صِيامى لِشَهْرِ
* * * * * * * * خدايا قرارش مده آخرين ديدار از روزه ام در ماه
رَمَضانَ وَاَعُوذُ بِكَ اَنْ يَطْلُعَ فَجْرُ هذِهِ اللَّيْلَةِ اِلاّ وَقَدْ غَفَرْتَ لى
رمضان و پناه مى برم به تو از آنكه سپيده دم امشب بر من بزند جز آنكه مرا آمرزيده باشى
بيامرزد حق تعالى او را پيش از آنكه صبح كند و روزى فرمايد او را توبه و اِنابه سيد و شيخ صدوق از جابربن عبدالله انصارى روايت كرده اند كه گفت رفتم به خدمت حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله در جمعه آخر ماه رمضان چون نظر آن حضرت بر من افتاد فرمود كه اى جابر اين آخر
جمعه اى است از ماه رمضان پس آن را وداع كن و بگو: اَللّهُمَّ لا تَجْعَلْهُ اخِرَ الْعَهْدِ
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * خدايا قرارش مده آخرين ديدار ما
مِنْ صِيامِنا اِيّاهُ فَاِنْ جَعَلْتَهُ فَاجْعَلْنى مَرْحُوما وَلا تَجْعَلنى مَحْرُوما
از روزه مان در ماه رمضان و اگر چنين كرده اى پس مرا مورد رحمت قرار ده و قرارم مده در زمره محرومان
پس بدرستى كه هر كه اين دعا را در اين روز بخواند به يكى از دو خصلت نيكو ظفر مى يابد يا به رسيدن به ماه رمضان آينده يا به آمرزش خدا و رحمت بى انتها و سيد بن طاووس و كفعمى نقل كرده اند از حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله كه فرمود هر كه در شب آخر ماه رمضان ده ركعت نماز گذارد بخواند در هر ركعت حمد يك مرتبه و قُلْ هُوَاللّهُ اَحَدٌ ده مرتبه بگويد در ركوع و سجود ده مرتبه سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ وَلا اِلهَ اِلا اللّهُ وَاللّهُ اَكْبَرُ و بعد از هر دو ركعت تشهّد بخواند و سلام دهد و چون از تمام ده ركعت فارغ شد و سلام داد هزار مرتبه استغفار كند [اَسْتَغْفِرُاللّهَ وَ اَتُوبُ اِلَيْهِ] و بعد
از استغفار سر به سجده گذارد و بگويد در حال سجود: يا حِىُّ يا قَيُّومُ يا ذَاالْجَلالِ
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * اى زنده اى پاينده اى صاحب جلالت
وَالاِْكْرامِ يا رَحْمنَ الدُّنْيا وَالاْ خِرَةِ وَرَحيمَهُما يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ يا
و بزرگوارى اى بخشاينده دنيا و آخرت و مهربان آن دو اى مهربانترين مهربانان اى
اِلهَ الاْوَّلينَ وَالاْخِرينَ اِغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَتَقَبَّلْ مِنّا صَلواتَنا
معبود پيشينان و پسينيان گناهانمان را بيامرز و نمازها و روزه ها
وَصِيامَنا وَقِيامَنا قسم به حق آنكه مرا براستى به نبوت مبعوث فرموده كه جبرئيل مرا
و شب زنده داريهامان را بپذير * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
خبر داد از اسرافيل از پروردگار خود تبارك و تعالى كه سر از سجده برنداشته باشد كه بيامرزد خدا او را و قبول فرمايد از او ماه رمضان را و بگذرد از گناهان او ((الخبر)) و اين نماز در شب عيد فطر نيز روايت شده ولكن در آن روايتست كه تسبيح اربع را در ركوع و سجود عوض تسبيح ركوع و سجود بخواند و به جاى اِغْفِرْلَنا ذُنُوبَنا تا به آخر دارد اِغْفِرْلى ذُنُوبى وَ تَقَبَّلْ صَوْمى وَ صَلوتى وَ قِيامى
روز سى ام
سيد براى روز آخر دعائى نقل كرده كه اولش اين است اَللّهُمَّ اِنَّكَ اَرْحَمُ الرّاحِمينَ و چون در اين روز غالب مردم قرآن ختم مى كنند سزاوار است كه بعد از ختم بخوانند دعاى چهل و دوّم صحيفه كامله را و اگر خواسته باشند اين دعاى مختصر را
بخوانند كه شيخ از اميرالمؤ منين عليه السلام نقل كرده : اَللّهُمَّ اشْرَحْ بِالْقُرْانِ صَدْرى
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * خدايا سينه ام را بوسيله قرآن بگشا
وَاسْتَعْمِلْ بِالْقُرانِ بَدَنى وَنَوِّرْ بِالْقُرانِ بَصَرى وَاَطْلِقْ بِالْقُرانِ
و به كار انداز به دستورات قرآن بدنم را و روشن گردان بوسيله قرآن ديده ام را و باز كن به قرآن
لِسانى وَاَعِنّى عَلَيْهِ ما اَبْقَيْتَنى فَاِنَّهُ لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِكَ و نيز
زبانم را و كمكم ده به (عمل ) بدان تا زنده ام دارى زيرا هيچ جنبش و نيرويى نيست جز به تو * * * * * *
بخواند اين دعا را كه از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام نيز روايت شده : اَللّهُمَّ اِنِّى اَسْئَلُكَ
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * خدايا از تو خواهم
اِخْباتَ الْمُخْبِتينَ وَاِخْلاصَ الْمُوقِنينَ وَمُرافَقَةَ الاْبْرارِ وَاسْتِحْقاقَ
اطمينان و خشوع خاشعان درگاهت را و اخلاص اهل يقين و رفاقت با نيكان و استحقاق پيدا كردن
حَقائِقِ الاْ يمانِ وَالْغَنيمَةَ مِنْ كُلِّ بِرٍّ وَالسَّلامَةَ مِنْ كُلِّ اِثْمٍ وَوُجُوبَ
براى درك حقايق ايمان و نصيبى از هر خير و سلامتى از هر گناه و لازم شدن
رَحْمَتِكَ وَعَزآئِمَ مَغْفِرَتِكَ وَالْفَوْزَ بِالْجَنَّةِ وَالنَّجاةَ مِنَ النّارِ
مهر و رحمتت و موجبات آمرزشت و رسيدن به بهشت و رهائى از دوزخخبر داد از اسرافيل از پروردگار خود تبارك و تعالى كه سر از سجده برنداشته باشد كه بيامرزد خدا او را و قبول فرمايد از او ماه رمضان را و بگذرد از گناهان او ((الخبر)) و اين نماز در شب عيد فطر نيز روايت شده ولكن در آن روايتست كه تسبيح اربع را در ركوع و سجود عوض تسبيح ركوع و سجود بخواند و به جاى اِغْفِرْلَنا ذُنُوبَنا تا به آخر دارد اِغْفِرْلى ذُنُوبى وَ تَقَبَّلْ صَوْمى وَ صَلوتى وَ قِيامى
روز سى ام
سيد براى روز آخر دعائى نقل كرده كه اولش اين است اَللّهُمَّ اِنَّكَ اَرْحَمُ الرّاحِمينَ و چون در اين روز غالب مردم قرآن ختم مى كنند سزاوار است كه بعد از ختم بخوانند دعاى چهل و دوّم صحيفه كامله را و اگر خواسته باشند اين دعاى مختصر را
بخوانند كه شيخ از اميرالمؤ منين عليه السلام نقل كرده : اَللّهُمَّ اشْرَحْ بِالْقُرْانِ صَدْرى
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * خدايا سينه ام را بوسيله قرآن بگشا
وَاسْتَعْمِلْ بِالْقُرانِ بَدَنى وَنَوِّرْ بِالْقُرانِ بَصَرى وَاَطْلِقْ بِالْقُرانِ
و به كار انداز به دستورات قرآن بدنم را و روشن گردان بوسيله قرآن ديده ام را و باز كن به قرآن
لِسانى وَاَعِنّى عَلَيْهِ ما اَبْقَيْتَنى فَاِنَّهُ لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِكَ و نيز
زبانم را و كمكم ده به (عمل ) بدان تا زنده ام دارى زيرا هيچ جنبش و نيرويى نيست جز به تو * * * * * *
بخواند اين دعا را كه از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام نيز روايت شده : اَللّهُمَّ اِنِّى اَسْئَلُكَ
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * خدايا از تو خواهم
اِخْباتَ الْمُخْبِتينَ وَاِخْلاصَ الْمُوقِنينَ وَمُرافَقَةَ الاْبْرارِ وَاسْتِحْقاقَ
اطمينان و خشوع خاشعان درگاهت را و اخلاص اهل يقين و رفاقت با نيكان و استحقاق پيدا كردن
حَقائِقِ الاْ يمانِ وَالْغَنيمَةَ مِنْ كُلِّ بِرٍّ وَالسَّلامَةَ مِنْ كُلِّ اِثْمٍ وَوُجُوبَ
براى درك حقايق ايمان و نصيبى از هر خير و سلامتى از هر گناه و لازم شدن
رَحْمَتِكَ وَعَزآئِمَ مَغْفِرَتِكَ وَالْفَوْزَ بِالْجَنَّةِ وَالنَّجاةَ مِنَ النّارِ
مهر و رحمتت و موجبات آمرزشت و رسيدن به بهشت و رهائى از دوزخ
((خاتمه )) در بيان نمازهاى شبها و دعاهاى روزها كه مشهور است و علاّمه مجلسى (ره ) در زادالمعاد در فصل آخر اعمال ماه رمضان ذكر فرموده و احقر در اينجا اكتفا مى كنم به آنچه كه آن بزرگوار نگاشته فرموده نماز شب اول چهار ركعت در هر ركعت بعد از حمد پانزده مرتبه توحيد دوم چهار ركعت در هر ركعت بعد از حمد بيست مرتبه اِنّا اَنْزَلْناهُ سوم ده ركعت در هر ركعت حمد و پنجاه مرتبه توحيد چهارم هشت ركعت در هر ركعت حمد و بيست مرتبه اِنّا اَنْزَلْناهُ پنجم دو ركعت در هر ركعت حمد و پنجاه مرتبه توحيد و بعد از سلام صد مرتبه اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ ششم چهار ركعت در هر ركعت حمد و سوره تَبارَكَ الَّذى بِيَدِهِ الْمُلْكُ هفتم چهار ركعت در هر ركعت حمد و سيزده مرتبه اِنّا اَنْزَلْناهُ هشتم دو ركعت در هر ركعت حمد و ده مرتبه توحيد و بعد از سلام هزار مرتبه سُبْحانَ اللّهِ نهم شش ركعت ميان نماز شام و خفتن در هر ركعت حمد و هفت مرتبه آية الكرسى و بعد از اتمام پنجاه مرتبه اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ دهم بيست ركعت در هر ركعت حمد و سى مرتبه توحيد يازدهم دو ركعت در هر ركعت حمد و بيست مرتبه اِنّا اَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ دوازدهم هشت ركعت در هر ركعت حمد و سى مرتبه اِنّا اَنْزَلْناهُ سيزدهم چهار ركعت در هر ركعت حمد و بيست و پنج مرتبه توحيد چهاردهم شش ركعت در هر ركعت حمد و سى مرتبه اِذا زُلْزِلَتْ پانزدهم چهار ركعت در دو ركعت اول بعد از حمد صد مرتبه توحيد و در دو ركعت ديگر پنجاه مرتبه توحيد شانزدهم دوازده ركعت در هر ركعت حمد و دوازده مرتبه اَلْهيكُمُ التَّكاثُرُ هفدهم دو ركعت در ركعت اوّل حمد و هر سوره كه خواهد و در ركعت دوم حمد و صد مرتبه توحيد و بعد از سلام صد مرتبه لا اِلهَ اِلا اللّهُ هيجدهم چهار ركعت در هر ركعت حمد و بيست و پنج مرتبه اِنّا اَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ نوزدهم پنجاه ركعت با حمد و پنجاه مرتبه اِذا زُلْزِلَتْ و گويا مراد آن باشد كه در هر ركعت يك مرتبه بخواند زيرا كه مشكل است در يك شب دو هزار و پانصد مرتبه اِذا زُلْزِلَتْ خواندن بيستم و بيست و يكم و بيست و دوم و بيست و سوم و بيست و چهارم در هر يك هشت ركعت به هر سوره كه ميسّر شود
بيست و پنجم هشت ركعت در هر ركعت حمد و ده مرتبه توحيد بيست و ششم هشت ركعت در هر ركعت حمد و صد مرتبه توحيد بيست و هفتم چهار ركعت در هر ركعت حمد و تَبارَكَ الَّذى بِيَدِهِ الْمُلْكُ و اگر نتواند بيست و پنج مرتبه توحيد بيست و هشتم شش ركعت در هر ركعت حمد و صد مرتبه آية الكرسى و صد مرتبه توحيد و صد مرتبه كَوْثَرْ و بعد از نماز صد مرتبه صلوات بر محمّد و آل محمّد فقير گويد نماز شب بيست و هشتم موافق آنچه من يافتم بدين كيفيّت است شش ركعت نماز كند به فاتحة الكتاب و ده مرتبه آية الكرسى و ده مرتبه كوثر و ده مرتبه قل هوالله احد و صد مرتبه صلوات بفرستد بر پيغمبرصَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله بيست و نهم دو ركعت در هر ركعت حمد و بيست مرتبه توحيد سى ام دوازده ركعت در هر ركعت حمد و بيست مرتبه توحيد و بعد از فارغ شدن صد مرتبه صلوات بر محمّد و آل محمّد و اين نمازها چنانچه مذكور شد هر دو ركعت به يك سلام است
دعاهاى روزهاى ماه رمضان
از ابن عباس روايت كرده اند كه حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله فضيلت بسيار از براى روزه هر روز ماه مبارك رمضان بيان فرمود و از براى هر روز دعاى مخصوصى با فضيلت و ثواب بسيار از براى آن دعا ذكر كرده و ما به اصل دعا اكتفا مى نمائيم .
